( صدای برف )
ندای کبود بی پایان/ آخرین قناری باغ/
صدای برف چگونه بود؟ کریک کریک- زیرپا!
تحسین یک لحظه/ گرگر هواپیما/سراسر شب بر فراز اقیانوس/
موج ستاره ها روی زمین/ تا آنجا که تمام زندگی پشت سرت یک نقطه بود.
روز چه خوبی دارد بر سراشیب تپه های حیران کویر؟
با د سینه اش را پاره پاره می کند/ بال های خال خال مرکبی/
هرچه گوش می دهم نمی شنوم/ مثل مرغی که در برف پی دانه می گردد.
آنقدر آتش گرفتم که سراسر شعله ام/
گریزازتمام زندگی و به درون زندگی رفتن/ نگاه سنگین ساعت/
برکه ی غورباغه ها/ مسیر تبخیر بخار/
استخوانی با سایه های باریک/ در راه تاریک/
زالو به زانو/ زرد آلوی زهر آلود/
تکه ای گوشت بر سینه آفتاب - خوراک سگ/ تکه ای در هوا- خوراک کلاغ.
برآمدگی هائی از غبار و گریس/
چروک باند پیچ گلبرگهای یاس/ بشقاب لیلی آبی/
شب با دود سیاهی برخاست و چشم مرا کور کرد/
نوک انگشت مغز سرم را نوازش می داد/
در تاریکی زانو زدم تا تهی بودن را پاره کنم/
نا گاه - غیبت کامل قناری را حس کردم.
2006