104

سحر از ياس مي پرسم

که باران بهتر است يا قطره ی شبنم؟

شب از دست ستاره فال مي گيرم

که غنچه در زمستان مادر است يا نه؟

غروب از سايه مي پرسم

که باغ سبز – سبز سبز – با سرخ غروب همبستر است يا نه؟

اگر مهتاب پيدا شد - و خواب زهره رسوا شد

من از مهتاب مي پرسم – که مه خوش پيکر است يا نه؟

اگر پروانه شيدا شد – و راز شمع هويدا شد

ز برگ ياس مي پرسم – که ديشب قاصدک را ديده است يا نه؟

اگر بلبل پريشان شد – سر سنبل به دامان چمن خم شد

ز آب چشمه مي پرسم – عروس بلبلان را شسته است يا نه؟

 اگر چشمه خروشان شد – به خون دشنه جوشان شد

ز مرغ عشق مي پرسم – که گلشن باغبان را کشته است يا نه؟