( گلشن )
سحر از ياس مي پرسم
که باران بهتر است يا قطره ی شبنم؟
شب از دست ستاره فال مي گيرم
که غنچه در زمستان مادر است يا نه؟
غروب از سايه مي پرسم
که باغ سبز – سبز سبز – با سرخ غروب همبستر است يا نه؟
اگر مهتاب پيدا شد - و خواب زهره رسوا شد
شب از مهتاب مي پرسم – که مه خوش پيکر است يا نه؟
اگر پروانه شيدا شد – و راز شمع هويدا شد
ز برگ ياس مي پرسم – که ديشب قاصدک را ديده است يا نه؟
اگر بلبل پريشان شد – سر سنبل به دامان چمن خم شد
ز آب چشمه مي پرسم – عروس بلبلان را شسته است يا نه؟
اگر چشمه خروشان شد – به خون دشنه جوشان شد
ز مرغ عشق مي پرسم – که گلشن باغبان را کشته است يا نه؟