( وعده )
صدای بيصدايان
دردی که جدا جدا درمان نمي شود
بي عدالتي که قانون شد
مبارزه يک وظيفه ميشود
اگر اکنون بيدار شوی
زود تر به مقصد مي رسي
هرگز از ترس نهراسيدی
زيرا "برادری" که تورا کشت
از آن "خواهر" هراسان تر بود
فردا پيش از آفتاب مي آيم
تا با تو عهدی وعده کنم