( برگ ریزان )
 

یک: پرسش

پرسش بی زمان/ پاسخ بی مکان/ گمراهی این و آن

آتشی بزرگ پیامد جرقه ای کوچک/ چراغ راهنمای جهان نابینا

جوهر آنچه به آن امید بسته بودی/ و آنچه نادیدنی / ختم یک ایمان

امید و ایمان که رفت- راه آسمان هم بسته می شود.
 

دو: سازش

سازش خیانت است/ کرنش جنایت/ و گریز خودکشی

خیانت به قداست سیمرغ/ جنایت به حکایت تاریخ/ گریز از تباهی سیه پوشان

پناه به پناهگاه بی پناهی پناهندگان گمنام بی گناه

پشت سرسنگ سیاه/ روبرو کعبه آمال زمین

نام: سرای خداوند سود و زیان

نام فامیل: وطن ثانوی 

کنیه: ناوطن .
 

سه: انتظار

سه روز یونس در دهان ماهی/ سه روز رستاخیز مسیح/ سه شب قدر ماه مبارک رمضان

سه روز انتظار روادید راه دور

هفت خوان رستم و رودابه/ نه خوان دانته و بیترس

بی مرتبه ای در بلندای خود نمائی بلند مرتبه ها

ا فتی که خیز در پی آن نیست نفی توست.
 

چهار: ننگ

 فرو ریختن در عمق درخت/ و تاجگذاری با سوزنی برگ های کاج

آغاز فصل برگ ریزان درخت خاطرات/ جائی که نوستالژی هم به مرور فراموش می شود.

پردیس- پایان شاعرانه سفر مسافر آزادی است

و تجربه پردیس- پیش از دوزخ و برزخ- هدیه ای تهی

دوزخ- همواره شرایطی است که از آن- به شیطان پناه می بری

مثل نگاه- که راه ورود به قلب آدمی است

در سینه گرفتن دردی ابدی/ مخزن شور پشت سد نگاه

انگ این ننگ مدام بر رخسار

 22 جون 2006