( خجالت تاريخ )
وای... وای... وای...
پنجره باز است/ و هيچ راهي برای گريز نيست/
جائي در جهنم است/ از جنس آهن و رنگ سنگ/
چرخش تند آسياب مغز/
صف/ صف/ صف/ باز هم صف.
زبان خاموشی که عشق از آنجا بود/
سینه سنگی/ روح فولادی/ دست های عاج/
یک نفس: یک مکث: یک لحظه
عدالت تا ابد نمی خوابد/
روزی که بیدار شدی- گناهان تو را می بخشم
تا آن زمان اما/
از خجالت تاریخ آب شدن- کمترین گزینه ات/
5 جولای 2006