130

نقطه ی مي خواهد نيمي از نام مرا فاش کند

پاک کني مي خوهد نيمي از نام مرا پاک کند

يک مداد در امتداد داد فرياد مي کشد

که بر دو راهي خط سبز چراغ قرمز است

 

131

يک خود نويس بر سرنوشت خود گريست

خود کار سبز قرمز نوشت و رفت

يک نامه بر به آسمان رفت و برنگشت

يک نقطه از پايان جمله شب گريخت

 

132

نقطه ای مي خواهد جمله را بپرد

جمله ی مي خواهد نامه را بخرد

نامه بر مي خواهد نامه را ببرد

نامه گر مي خواهد سينه را بدرد