( پرونده )
پناه بلندای آهن دیوار/ ژرفنای کنج خم سایه/
گیجگاه میان دست پیشانی/ پشت به لرزه های پیراهن/نشستن درون فرورفتن/
نگاهی سنگین که دزدانه برزمین افتاد- پیشاپیش سرشکسته بود/
زمان که خم شد/ نور در سایه شکست/ پرنده پرید/ و پرونده بلند پروازی ات بسته شد/
به جائی روانه شدی که زندگی روز به روز/
روزدانه دانه/ و لحظه ها تکه پاره اند.