(دیر هنگام)
ستاره هرگز با کبوترهم آوا نمی شود
حتا در بهار
زیبایی زمان به جوانی نیست
تمام خطوط رخسار تو زیبا هستند
همین که هستی کافی است
دستی که می کشی به جایی بند است
که ریشه در شکاف زمین دارد
سایه ای که بر زمین افتاده بی صاحب نیست
خونت را بشناس
پاییز رابهانه مکن
بهار هم کار تو سر سنگین بود
دو شاخه ای ترد
میان ماندن و رفتن
هوشیاری لزوما هوشمندانه نیست
چقدر زود دیر هنگام است؟
ترانه ها تازه در آغاز ترنم اند.