(
زبان پريشي)

حقيقت فلسفلي ادعايي پوچ است

زيرا هيچ زباني با داده های واقعي خوانا نيست

حيرت و سرگشتگي فيلسوف

از انسان، زمان و مکان، خدا و جهان - دغدغه ی يک بيماريست

برايند اشتباه زبان

به جای پرسش "چه زمان است؟"  پرسش "زمان چيست؟"

يک زبان پريشي ساده

صورت های افلاطون/ جوهر های دکارت/ و روح مطلق هگل

در آزمون ساده ی"اگر، و فقط اگر" / همواره رفوزه اند

و گزاره های فلسفي / نه صادق و نه کاذب اند

بلکه بي معني و مهمل اند

مساله اينست که مساله ای نيست /  جز بيماری زبان پريشي ها