(12) مي توان چون خسته ای در خواب رفت مي توان چون قصه ای از ياد رفت مي توان در گوشه ای خاموش خفت راز بودن را به گوش موش گفت مي توان از هر دری افسانه گفت می توان در کوچه ای افتاد و مرد مي توان چون غنچه ای از نو شکفت
(12)
مي توان
چون خسته ای
در خواب رفت
چون قصه ای
از ياد رفت
در گوشه ای خاموش خفت
در گوشه ای
خاموش خفت
راز بودن را
به گوش موش گفت
از هر دری افسانه گفت
از هر دری
افسانه گفت
می توان
در کوچه ای افتاد و مرد
در کوچه ای
افتاد و مرد
چون غنچه ای از نو شکفت
چون غنچه ای
از نو شکفت