(زمان و زندگی)
در کشاکش زمان و زندگی/ گاه زمان پیش است و گاه زندگی
امروز/ گویا/ زمان به سود زندگی است
خوش لمیده رها/ غرق گل هائی که/ حتی در بهشت/ در رویا دیدنی است
گل افشانی بی دریغ لحظه ها به پای خوشی/ یک آن/ اندیشه به آرزوهای مانده
که نمی دانم به کجا پناه برده اند؟
می اندیشم که چرا: روز پیدایش جهان/ کسی به فکر من نبود/ تا سرنوشت بهتری نصیبم شود
دنیا که خط کشی می شد/ کسی برای من/ روی نقشه کروی/ رنگی جدا نزد/ بنام وطن
شهرها که آمدند/ جائی نمانده بود/ برای محل تولد در شناسنامه ام
در تفکیک زمین و تقسیم خانه ها/ نه کويی بنام ما و نه ثبت پلاکی بنام من
هنگام توزیع خود رو و تلفن همراه/ نه قرعه ای، نه نمره ای
در مرگ زود رس چرا! هنوز نرسیده بیل گور کن بر سر قطعه من است
و پیش از آگهی/ سنگ تراش / نام مرا/ با خط درشت / بر سنگ سیاه کنده است
با پیش گزاره ی: خلد آشیان، جنت مکان، مرحوم مغفور، جوان ناکام.....
غافل از آنکه:
فعلا، تال اطلاع ثانوی/ زمان به سود زندگی است
و من ماندگار/
11 جون 2006