( فصل گرمای برف )
 

بهار که از نیمه گذشت و آسمان فرو ریخت

درخت و چمن برای حذف گل تبانی کردند/ قتل عام سرخ و سپید و زرد و صورتی

بعد همه جا یک رنگ شد: زمین سبز- آسمان آبی

سپس درخت با چمن نساخت و پیشا فصل گرم برف، چمن را سر برید

بعد همه جا بی رنگ شد: زمین خاکی- آسمان خاکستری 


آن گاه که ماه کنج ستاره دوگانه بود/ عصر غروب جون او پرواز کرد

امان/ امان/ امان

از ردیف درج نام ها در رج روزنامه ها/ از الف "ای" یا یای " آیدا"

بگذار راز پرخاش او در آینه را با تو باز گو کنم:

آنقدر تشنه بود که می خواست همه را از تشنگی سیراب کند


 پس از قتل عام غنچه ها/ همه اسیر رنگ شدند: آبی، سرمه ای، لاجوردی خونی

بیرق های سر گوچه ها رنگارنگ

شنبه ها: سبز سبز/ یکشنبه: سیاه سیاه/ جمعه ها- سرخ سرخ

یکباره صدائی در هوا پر زد:

بیا/ بیا/ بیا !!!

بر این چشم بی نگاه سرمه ای بزن/ چشم او مهتابی است

چشم شاهین منگ- سبز آبی رنگ/ دشنه- لاجوردی سیاه

و دیوار نوشته ها: یا تاریخ را بساز/ یا به تاریخ ملحق شو

اول از گرگ می ترسی- بعد با او می رقصی- بعد خوی گرگ

گول آرامش دریا را نخور/ این همان لحظه ایست که باید تغییر مسیر بدهی

نه آن گاه / که توفان سر رسید


روباه باش/ بیش از آن جای پا بگذار/ گاه خلاف جهت مسیر/ علامت گمراه کننده پشت سر

نگران نباش چه چیزی تغییر کرده است/ از آنچه تغییر نکرده است بترس/

از ثبات فصل گرمای برف

20 جون 2006