( فرياد آيدا )

 

امان/ امان/ امان

از ردیف درج نام ها در رج روزنامه ها/ از الف "ای" یا یای " آیدا"

بگذار راز پرخاش آيدا در آینه را با تو باز گو کنم:

آنقدر تشنه بود که می خواست همه را از تشنگی سیراب کند

 

گلوله ای که قلب او را پاره پاره کرد/

از کجا مي دانست چند ساله  - يا چه کاره است؟

هوادارکسي که هيچ کاره بود/

لباس شسته ای آويزان ازطناب آسمان/

بمب هائي که نصف جمله را مي خورد/

داستان بي پايان/ شير يا خط آره و يا نه/

خوا ب نمناک شام مادران حامله/

فرض مي کنم نمي ديدم.

 

آنچه را که مي ديدم / نمي ديدم/

آنچه را که مي شنيدم/ نشنيدم.

 

گاه شورش یک ضرورت تاریخ است- مثل سیل/ زلزله/ آوار/ یا فریاد آیدا

چه شکیبا شگفتی را در کنج نگاهش نگه می داشت

و چه بردباربار جهان پریشي را بر دوش می کشید

به دنیا آمدن- ماندن – سپس رفتن/ درست مثل ستارگان

خورشید هم که غروب می کند برای طلوع دوباره است