(باور نمي کنم)
 

باور نمی کنم / د ر انتظار "شمارش" شبانه ی آدم ها/  خاموش نشسته ام

باور نمی کنم که زمان ولحظه ها - روزها و هفته ها - منجمد شده ست

باورنمی کنم که بشر دانه دانه است/ و صبح و ظهر و شب – آدم شمردنی است

باور نمی کنم -  که باور نمی کنم