( این و آن )دو همسفر- پیر و جوان- "این" پر از خاطره ها، "آن" پر از رویاها
این: غافل از اینکه آینده همواره گذشته را به گور می سپارد
آن: طرز تفکر مسخره ای که می اندیشد: هر مشکلی راه حلی دارد
این: آن گاه که خاطرات بیش از رویاست- پایان هم نزدیک است
آن: هرگاه که از گذشته های درخشان می گوئی- نگران آینده ات می شوم
این: درستی توجیه نمی خواهد/ درستی خود بخود پا برجاست
آن : چیزی که آدم نمی فهمد مگو: سه یک است و یک سه ؟- یعنی- فقر شجاعت فکر
این: چشمه آب زلال، در معدن متروک ذغال
آن: خانه ای با آجر زرد، به خیالش که طلاست
این: فکر گام برداشتن در خیابان زندگی
آن: فکر فرو ریختن بلند مرتبه هائی که دستش به بلندای آن ها نمی رسد
این: آنچه درون توست زمانی از میان صافی احساس گذشته است
آن: سکوت ممتد
این: روان پاک هرگز در کالبد ناپاک آلوده نمی شود
آن: صدای برخاسته از نی شکسته نا بسامان است
این: تا آنجا که دختران جوان ارزان فروشی نکنند، گران فروشی کار مثبتی است
آن: زنی که میزاید بیشتر از دیگران اغناء میشود
این: معماری تجسم عقلائی هندسه در فضاست
آن: ابتکار همه چیز هست جز برگشت
این: شعر دانته میوه درس های کیهانی است
آن: نقاشی- داستان لیدا و قو در فضا- شعر بی صداست.
20 جون 2006